الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

53

شرح كفاية الأصول

1 : اگر مكلّف شك كند آبى كه براى وضو گرفتن در اختيارش است ، پاك است يا نه ؟ و با تمسّك به « كلّ شىء نظيف حتى تعلم انّه قذر » و جريان اصل طهارت ( كه يك امر ظاهرى است ) ، وضو بگيرد و نماز بخواند ، چنانچه بعدا كشف خلاف شود و معلوم گردد كه آب نجس بوده است ، آيا اين امتثال مجزى است يا نه ؟ 2 : اگر مكلّف در غصبى بودن مكانى شك كرده و با أصالة الإباحة ( كه يك حكم ظاهرى است ) نماز بخواند ، چنانچه بعدا كشف شود كه آن مكان غصبى بوده ، آيا امر ظاهرى مجزى است يا نه ؟ 3 : اگر مكلّف در بقاى وضويى كه قبلا داشت ، شك كند و با استصحاب وضوء ( كه يك امر ظاهرى است ) نماز بخواند ، و بعدا كشف شود كه وضوء نداشته است ، آيا عملش مجزى است يا نه ؟ پس از ذكر مثال‌ها و آشنايى با مورد بحث ، به مقصود از حكم ظاهرى اشاره مىشود ، به اين بيان : مقصود از حكم ظاهرى حكم ظاهرى كه در مقابل حكم واقعى مىباشد ، دو اصطلاح دارد كه يكى در مورد خصوص « اصول عمليّه » و ديگرى در مورد « مطلق جهل به حكم » به كار مىرود . توضيح هريك ، از اين قرار است . حكم ظاهرى در مورد اصول عمليه : مقصود از چنين حكم ظاهرى ، حكمى است كه از مجرا و كانال اصول عمليّه استفاده شود ، مانند : أصالة الطهارة ، أصالة الحلّ ، أصالة الاباحة ، أصالة الصّحّة ، استصحاب ، قاعده فراغ ، قاعده تجاوز ، قاعدهء يد و . . . . موضوع در اين‌گونه از حكم ظاهرى ، چنان‌كه از ادلّه فهميده مىشود ، « شكّ » است ، مانند : « لا تنقض اليقين بالشكّ » ، « كلّ شىء حلال حتى تعلم أنّه حرام » و « كلّ شىء نظيف حتى تعلم أنّه قذر » . حكم ظاهرى در مورد جهل به حكم : مقصود از چنين حكم ظاهرى ، حكمى است كه هنگام جهل مكلّف به واقع ، جعل